"" تاجیــــــــــکان"" (تاجداران)

اقتـــــدار (تاجیکان)وشکوه خراسان زمین

آمارهایی در باره نیروهای آمریکایی

تعداد کل نیروهای مستقر در افغانستان: ۶۸۰۰

تلفات:

۲۰۱۳: ۱۵

۲۰۱۲: ۳۱۰

۲۰۱۱: ۴۱۸

۲۰۱۰: ۴۹۹

۲۰۰۹: ۳۱۷

۲۰۰۸: ۱۵۵

۲۰۰۷: ۱۱۷

۲۰۰۶: ۹۸

۲۰۰۵: ۹۹

۲۰۰۴: ۵۲

۲۰۰۳: ۴۸

۲۰۰۲: ۴۹

۲۰۰۱: ۱۲

شمار کل تلفات: ۲۱۸۹

منبع: icasualties.org

رئیس جمهوری افغانستان خطاب به حاضران گفت: "آمریکا آمده و نمی‎رود، برادر. نمی‎رود و بی‎غم خواست‎های خود را ازش بخواهید."

آقای کرزی از چانه‌زنی‌های شدید در جریان گفتگوها با آمریکایی‎ها هم خبر داد، اما تاکید کرد که مردم اصلاً نگران آینده کشور خود نباشند و "هیچ مشکلی پیش نمی‎آید."

ولی وقتی که اعتراض حاضران نسبت به این سخنان او بلند شد، تنش‏های اخیر بین خود و آمریکا را "تبلیغات مطبوعاتی" خواند.

رئیس جمهوری افغانستان گفت: "این‎ها کلاً تبلیغات مطبوعاتی است. مرا هم می‎بینید که گپ‎هایی می‎زنم. ما بین خود چانه‎زنی داریم؛ آنها (آمریکایی‎ها) ما را زیر فشار

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اسفند1391ساعت 8:26 بعد از ظهر  توسط ملا عمر   | 

 در حملات اخیر طالبان به سه نقطه در شهر کابل دفاع نیروهای شجاع امنیتی کشور در برابر نیروهای   شر وظلمت قاتل وتروریست . نشانگر شجاعت وعزم ورزم فرزندان اصیل این مرز وبوم در برابر سپاه جهالت وبربریت قرن بیست ویک (طالبان) است .

این در حالیست که رییس جمهور  قوم گراوطالب خوی کشور باوقاحت وبیشرمی تمام این قاتلان شرارت پیشه طالب را برادر خطاب میکند.که منتهای درجه قوم پرستی عصبیت وقبیله گرایی این طالب چپن پوش وقره قلی دار رانشان میدهد.

این حوادث هم بخوبی نشان داد :

همیشه  وهمیشه پشتون به این کشور شر افریده وجنگ وبربریت وکشتار راه انداخته است.                                                                                                         اما فرزندان اصیل کشور (تاجیکان) وپارسی گویان از این کشور مردانه با جان ومال وخون خود دفاع نموده اند.

که  شهادت چند تن پولیس جان فدا که یکی انان تازه شش ماه از عروسی اش میشد مثال جدی این است

 

+ نوشته شده در  جمعه 1 اردیبهشت1391ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط ملا عمر   | 

بوکسر افغانی قهرمان بوکس جهان (طنز)

 

فدراسیون بین المللی بوکس یک افغان را که در یک مسابقه یک در مقابل دو توانست دوحریف خود را در کمتر از یک دقیقه نک اوت و به شفاخانه روان کند منحیث سلطان بوکس سنگین وزن جهان به رسمیت شناخت.

هفته قبل یک مسابقه بوکس در سفارتخانه افغانستان در واشنگتن میان محمد هارون الکو مستشار این سفارت و در طرف مقابل اکلیل حکیمی سفیر کبیر و نماینده فوق العاده جلالتماب حامد کرزی ریس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان به امریکا و سروش یوسفزی یک مستشار دیگر سفارت افغانستان در ایالات متحده امریکا براه انداخته شده بود که در جریان ان در ثانیه 13 محمدهارون الکو مشتزن سابقه دار افغانستان توانست با دو گراد پی درپی و یک هاکن راست و یک اپرکت چپ سروش یوسفزی را بیهوش ونک اوت کند. با بیرون شدن سروش یوسفزی, هارون الکو توجه خود را بطرف اکلیل حکیمی معطوف و توانست وی را در ثانیه 39 با یک هاکن راست و سه گراد و با رقص پای بسیار منظم نک اوت و بیهوش بسازد. گفته میشود که مصدومین به شفاخانه انتقال و وضعیت شان اضطراری اعلان شد.

محمد هارون الکو فرزند لوی حارنوال جمهوری اسلامی افغانستان است و به خبرنگاران چنین گفت: این افتخار بزرگ و تاریخی را در قدم اول به قبله گاه عزیزم که افتخارات امروزیم مدیون تلاش ها و تربیه ایشان است تقدیم میکنم و بعدا شخص وزیر صاحب خارجه و جلالتماب رییس جمهور هم شامل این افتخار بزرگ تاریخی میباشند.
من همیشه مدیون ابوی خود میباشم زیرا من از زمانکه از صنف ده مکتب بعد از چند سال ناکامی ممتد اخراج و انزمانی که ابویم جای کار نمیکرد تشویق ایشان بود که مرا به حرفه بوکس اشنا ساخت و بعدا از برکت ایشان مستشار سفارت افغانستان مقرر شدم و این افتخار تاریخی را به کشورم و به فامیلم کسب نمودم.

وزیر خارجه کشور برگزاری مسابقه بوکس سنگین وزن جهان را در سفارت خانه افغانستان از جمله ابتکارات منحصر به فرد خودشان در زمان تصدی این وزارت خانه قلمداد کرد و گفت که این بزرگترین افتخار به وزارت خارجه و جمهوری اسلامی افغانستان است.

رییس کمیته المپیک هم این دستاورد تاریخی را برای همه ملت افغانستان تبریک گفت و بیان داشت : از جناب رییس جمهور افغانستان میخواهم که به این فکر باشند که کریکت تنها ورزش در جهان و یا در افغانستان نیست که یک بورد که متشکل از خود جناب شان و شش وزیر و بیست رییس و هشتاد والی عضو ان هستند و بودیجه ان به تنهایی شش الی ده مرتبه زیادتر از تمام بودیجه سایر رشته های ورزشی باشد.
افتخار که هارون الکو به ورزش و دیپلوماسی افغانستان اورد باید رییس جمهور را متوجه بسازد که در سفارتخانه های افغانستان و در تعیینات وزارت خارجه چی میگذرد و اینکه باید سایر رشته های ورزشی بخصوص ورزش بوکس هم مورد توجه قرار بگیرد.

گفتنی است که برای تشویق بوکسور افغانی یک گردهمایی بزرگی براه انداخته شده بود که دران پیام تبریکی محمد علی کلی وجو فرایزر و مایک تایسن و برادران کلیچکو خوانده شد و محفل باصرف طعام چاشت که از طرف لوی حارنوال به افتخار قهرمانی نور دیده ایشان تهیه دیده شده بود به امید قهرمانی های زیادتر در رشته دیپلوماسی نوش جان گردید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 اسفند1390ساعت 10:46 بعد از ظهر  توسط ملا عمر   | 

پشتون والی = انتحار وکشتار

افغانستان در چند قدمی تجزیه ( بخش اول )

افغانستان کشوری است با تنوع قومی و زبانی نا متجانس و با موقعیت حساس جغرافیایی در میان کشورهای "متقابل منافع" که جازبه ای شده است برای مداخله ی همسایگان. پس از لشکر کشی شوروی سابق در دهه ی هفتاد میلادی، علاقه مندی کشورهای غربی هم برای مداخله در افغانستان تحریک شد.

...

در آن زمان امریکا و کشورهای اروپایی متحد او برای زمین گیر کردن تنها رقیب جهانی خود-شوروی سابق- تصمیم گرفت تا در همکاری کشورهای جهان اسلام به ویژه کشورهای پرنفت عرب خواستار حمایت از گروه های جهادی شوند.



اما نقطه ی وصل کمک های جهانی با گروه های مجاهدان افغانستان پهلوی دیگر سیاست گزاری جنگ با شوروی بود. از میان کشور های همسایه سه همسایه ی شمالی و شمال غربی افغانستان –تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان- جز کشورهای زیر تسلط شوروی بود.



چین هم در آن زمان با آن که اسلحه و جنگ افزار برای مجاهدان می سپرد ولی این حمایت در رقابت با شوروی و همسویی با غرب نبود بلکه این حمایت در رقابت با هند که حامی دولت کابل بود، صورت می گرفت.



همسایه ی غربی افغانستان ایران، دچار تحول معکوس به غرب شده بود. ایران که پیش از آن کشور مقتدر منطقه و متحد غرب به شمار می رفت، با مسلط شدن اسلامگراها بر نظام شاهی آن کشور، با غرب سر دشمنی گرفت. آیت الله خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران امریکا و دیگر کشورهای غربی را تاغوط و استکبارگر لقب داد.
 
از سوی دیگر نگاه ایران به افغانستان در برابر شوروی نگاه ایدیالوژیک بود؛ دفاع از مجاهدان دفاع از برادران مسلمان زیر شعار اخوت اسلامی خمینی بود نه دفاع از مجاهدان به عنوان شریک های استراتژیک. البته این نگاه ایران در آغاز به دلیل یک دست سنی بودن همه رهبران مجاهدان بود که به پاکستان پناه برده بودند.

در میان این رهبران آیت الله محسنی از رهبران شیعه هم بود ولی او هرگز به شهرت گلبدین حکمتیار و برهان الدین ربانی و حتا سیاف در میان رهبران مجاهدین در پاکستان نبود.

ایران در آن زمان در پی ایجاد رهبری مجاهدان تشیع شد که نتیجه اش ایجاد هشت گروه رهبری از میان مجاهدان شیعه مذهب افغانستانی بود.

در میان همسایگان افغانستان، گوی چوگان به دست پاکستان افتاد. پاکستان که در آن زمان از اقتدار امروزی برخوردار نبود، با پناه دادن به مجاهدان افغانستان، کمک های قابل ملاحظه ی از غرب دریافت نمود که شامل جواز ساختن بمب هسته ای و کمک های نظامی از جمله ده ها هواپیمای اِف 16 را از امریکا بود.



افزون بر آن پاکستان خواست در مسایل افغانستان دست باز داشته باشد و از میان گروه های مجاهدان هر گروهی را که می خواهد حمایت نماید.

سازمان استخباراتی پاکستان در میان مجاهدان نفوذ چشمگیر نمود و بیشتر حرکت های مجاهدان توسط این سازمان هدایت و برنامه ریزی می شد که بعد ها تنظیم مورد حمایت این سازمان حزب اسلامی به رهبری حکمتیار عنوان می شد.



اما در داخل افغانستان فرماندهان جهادی که به صورت آرمانی به جهاد و رهبران مجاهدان می نگریستند، سخت سرگرم مبارزه با قوت های شوروی و دولت کابل بودند.



هرچند تنظیم های جهادی برای تفوق در میدان سیاست درگیری های شدید هم با خود داشتند.



تا این که نیروهای شوری پس از یک یورش بد فرجام، نیروهایش را از افغانستان بیرون کشید و دولت کابل هم پس از مدتی وادار به سقوط شد.

در این تحولات از جمله تغییرات عمده در افغانستان این بود که ساختار
تک قومی
 
 قدرت شکست.

پیش از آن که قدرت افغانستان به صورت کل پشتونیزه بود، با سقوط نجیب الله آخرین رییس حکومت کمونستی، قدرت یک دست پشتونی به کانون های چند گانه در میان اقوام تاجیک، هزاره و ازبیک تقسیم شد. مقتدر ترین تنظیم جهادی پشتون ها به رهبری حکمتیار هم نتوانست اقتدار کلی را به دست آورد.



این مسئله برای سیاست مداران پشتون چه رهبران جهادی شان مانند حکمتیار و همفکران او و چه پشتون های پناه برده به غرب، خیلی انزجار آور و غیر قابل قبول بود. در این میان پاکستان و آی اس آی هم از این وضعیت نا رضایتی نشان داد.



حکومت مجاهدان پس از دوره ی موقت و گرفتن ریاست دولت توسط برهان الدین ربانی و قدرت کلان نظامی در اختیار احمد شاه مسعود، از تبار تاجیک معادله ی قدرت در افغانستان را به صورت کل تغییر داد.



اینجا بود که حکمتیار با حمایت پاکستان و شماری از کشور های عربی وارد جنک با
 
دولت برهان الدین ربانی شد.



هرچند حزب جمعیت و حزب اسلامی که در میان اکثر اقوام افغانستان طرفداران و فرماندهانی داشتند؛ اما در کلیت ذهنیت سیاسی حکمتیار نخست بر مبنای قومی بنا نهاده شده بود تا مبنای اسلامی که در آن تبعیض روا نیست.



اینجا بود که آغازین جرقه های جنگ قومی در قالب جنگ تنظیمی آغاز شد.



در آن زمان که حکمتیار بهانه ی رنجشش از دولت ربانی و مسعود را، قرار داشتن عبدالرشید دوستم رهبر ازبک ها و از جنرالان رژیم کمونستی در این دولت عنوان می کرد، ولی برای سرکوب دولت ربانی با دوستم و حزب وحدت به رهبری عبدالعلی مزاری، یکی شده و شورای هماهنگی ایجاد کرد.

با آن که جنگ آن زمان غرب کابل میان طرفداران سیاف از رهبران پشتون یکی از متحد آن زمان دولت ربانی و حزب وحدت مزاری از قوم هزاره صورت گرفته بود، اما طرفداران هر کدام مردامان را به خاطر قومیت می کشتند. پشتون ها هزاره ها را و هزاره ها پشتون هارا.

درجناح دولت ربانی هم این وضعیت غیر قابل این کار بود. یعنی با آن که این جنگ یک جنگ سیاسی میان حزب وحدت مزاری، جنبش دوستم با دولت ربانی و مسعود عنوان می شد، ولی در ماهیت جنگ قومی بود که نشان از عقده کشی های اجتماعی و مخالفت های قومی در کشور داشت.



پس از این که نیروه های در گیر در افغانستان تضعیف شدند و ذهنیت برای پذیرش نیروی جدید آماده شد، در این میان گروه طالبان از پاکستان وارد افغانستان شدند. این گروه با شعار دین و حکومت اسلامی و عدالت وارد میدان شدند. طالبان به دو دلیل زود شهرهای عمدتا پشتون نشین جنوب و شرق را تصرف کردند.

الف: به دلیل ناراحتی مردم عوام از جنگ های داخلی میان تنظیم های
 
جهادی



ب: طالبان از دید پشتون ها سربازانی بودند که برای واپس گیری قدرت
 
قومی که از دست رفته بود به میدان آمده بودند.



از این رو قوت های حزب اسلامی و اکثر تنظیم های جهادی پشتون دیگر و شماری از ژنرالان کمونستی پشتون ها با طالبان یکی شدند.

دولت ربانی هم غافل از پشت پرده ی بازی طالبان را نیروی می دانست که رقیبان بالفعل جمعیت که عمدتا در آن زمان حزب اسلامی بود را از میان بر می دارد.



مخالفان دولت ربانی از جمله حزب وحدت مزاری هم تصور می کردند که طالبان یک گروه سیاسی هستند به دور از تعصب های قومی و مذهبی که برای گرفتن قدرت به میدان آمده اند و می شود با آن ها ائتلاف تشکیل داد و به قدرت رسید.

اما در آغازین دیدار آن ها مزاری را به فجیع ترین وضع به قتل رساندند.



این کار زنگ خطری شد برای دیگر رهبران احزابی که با دولت ربانی سر ستیز داشتند. آن ها یکی پی دیگر از مناطق تحت تصرف طالبان به مناطق زیر نفوذ فرمانده مسعود پناه بردند و جبهه ی واحدی در برابر این گروه تشکیل داند
 
 
در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 3 تیر1390ساعت 9:33 قبل از ظهر  توسط ملا عمر   | 

نشستی به مناسبت چهل و نهمین سالروز وفات وزیر محمد گل خان مومند درکابل دایر شد

محمد گل خان مومند یکی از جنایت کارترین وزشت ترین چهره های تبعیض نژادی وستم ملی در تاریخ کشور ماست    : 


جای بسا افسوس وتاثر است که امروز در کانون فر هنگ کشور (وزارت  اطلاعات و فرهنگ )   وبه رهبری  معین این   وزارت اقای فراهی  وبعضی از سران قبیله  با یک نشست رسمی و  دولتی در یاد بود از کارنامه های بی فرهنگ ترین شخص تاریخ و یکی از بزرگترین فاشیستهای قبیله گرا ی پشتون « کسی که بی شرمانه ترین وزننده ترین حرکت هایی را در ضدیت  با فارسی زبانان وفرهنگ  فخیم و ماندگار فارسی سرزمین ما بر داشته است » محفلی تکریم  بر گذار میشود .  این به وضاحت نشان میدهد  که در حقیقت حکومت فاشیزم کرزی ودار دسته یهود نژاد او چون فراهی ها و  احدی ها وزاخیلوال ها  وغیره  "زی ها " و"وال ها " کوچی نصب چنین می اندیشند واندیشه وهدف ناپاک  محمد گل مومند را دوباره راهبرد خویش قرار داده اند . تا مانند همان روز گاران مطلقه دراین قرن ۲۱ دمار از روز گار پارسیگویان بر اورند.

 محمد گل مو مند  از فاشیست ترین چهره های  یهود صفت پشتون که در دشمنی وکینه ورزی  با فرهنگ فارسی از هیچ عمل خاینانه و ضد ملی  فرو گذاشت نکرد .در زمان سلطنت  ال یحیی در پست های   مختلف   دولتی از جمله   : « رییس تنظیمیه حوزه جنوب  »     «رییس تنظیمیه شمال کشور » و مدتی بحیث وزیر « داخله »  گماشته شده بو د . که در  جریان این وظایف با سوَء استفاده از صلاحیت های دولتی ومقام حکومتی عقده های چرکین  قبیلوی خویش را که نمیدانم از کجا شروع شده بود ( شاید در دوران طفولیت و کوچی گری  زمانی که رمه را پیش انداخته بود  در صحرا  هدف تجاوز کدام تاجیک  قرار گرفته  ویا نمیدانم خانواده اش.... که عقده بدین  حد عظیم  بر دلش جا گر فته بود)  

 اندیشه مریض مومند  وعقده نا روای  او در برابر فرهنگ پر عظمت کشور  او را وا میداشت تا به اقدامات ضد ملی و فرهنگی علیه پارسیگویان   وملیت تاجیک  دست بزند . او که تلاُ لؤ ی شکوه و درخشش وعظمت فرهنگ بزرگ وبومی این سرزمین را  بر تارک قرون واعصار زمان و  چیر ه گی   وقیومیت  فارسی را بر بالای زبان قبیله  بنا بر مقتضیات  فطرت قبیله یی خویش تحمل  نمیتوانست در چندین نوبت  دست به اقدامات خصمانه  و تخریب کارانه علیه فارسی و فارسی گویان زد .   او  در نظر داشت که پارسی نه تنها از امور رسمی دفاتر دولت بلکه از شهر ها وحتی خا نه ها بر چیده شود . د راوایل او به سمت «رییس تنظیمیه جنوب » گماشته شد تا اقداماتش در این مورد در سمت  جنوبی محدود ماند . اما با تغیر سیاست قومی دولت با محوریت فاشیزم  قبیلوی  چراکه انروزها فاشیزم نازی در المان درحال گسترش بود و دولت شاه محمود خان هم  نازی ها را بعنوان برادر بزرگ پیروی میکردند .  دیگر دولت دست به افدامات عملی وبی پرده  در  تعقیب سیاست تک قومی میزد ، بنا محمد گل مومند با همان پست وعنوان به ولایت شمالی بلخ فرستاد تابا اختیار عام و  تام    هرچی میخواهد بکند . مومند هم هر چه خواست کرد  ....

او شمار زیاد خانواده های از  ناقلین پشتون را  در بلخ و کندز  جوزجان  با بخشیدن زمین های فراوان  ودیگر امکانات معیشتی جا بجا نمود .ناقلین از سمت جنوبی وحتی از ان طرف دیورند از قبایل پشتون پاکستان با امکانات فوق العاده به سمت شمال کوچانیده  می شدند   . او مردم شمال را    مجبور میکردتا  عرایض شان راصرفّا به زبان پشتو به او  بیاورند ،به عرایض نوشته شده به پارسی    ترتیب اثر نمی داد . ودر ماموریت هم پشتون ها حق اولیت داشتند.  وبه همینگونه صد ها مورد  عمال ضد  فرهنگی و ضدکر امت انسانی دیگر.....

بالاخره او به سبب سهم فعالش ها در راه زدودن فرهنگ اصیل کشور و تعمیم فاشیزم قبیله وپاشیدن بذرنفاق وبی باوری بین ساکنین کشور ، ترفیع نمود و  درسال ۱۹۳۲ به سمت وزیر داخله حکومت شاهی  گما شته شد. وی در دوره وزارت در کابل به اقدامات جنون امیز  ومالیخولیایی گونه یی دیگر اغاز کرد وان عبارت بود از تغیر تمام لوحه های  مراکز بازرگانی وفرهنگی واداری شخصی ودولتی به لسان پشتو   !!!!     وزدودن فارسی از در ودیوار وحتی خانه های شهر   .... مثلا لوحه دوکان سلمانی  که نوشته بود  : سلمانی داد محمد "  انها اورا مجبور کردند   تا او  او یک دال اضافی در روبروی ان بنویسد وشود :«    د سلمانی دادمحمد  » بدینصورت بی نظمی وکارهای  مضحک وبیهوده هر روز در شهر توسط گماشتگا ن مومند در جریان بود. اقدام دیگر       که به مشوریت محمد گل مورد اجرا قرار گرفت  . تغیر کتب ونصاب تعلیمی وسیستم اموزش  مکاتب کشور از زبان پارسی به زبان  پشتو بود . دولت شاهی وقت  اعلان نمود که سیستم  |موزش در تمام کشور  ودر همه جا به زبان پشتو باید باشد ...

در سراسر کشور معلمین که که خود پشتو نمی دانستند مجبور شدند تا به شاگردانی که زبان شان پشتو  نیست پشتو تدریس شوند . ودر اخیر از مضمونی که هردو (استاد وشاگرد)از ان بیگانه اند   ا  باید امتحان بدهند  . بدین ترتیب معلمین وشاگردان  بیکار وبیمورد روزانه به مکتب میرفتند وپس میامدند ..وحق نداشتند درس دیگر بخوانند. به اینصورت ملیونها ساعت درسی هدر شد ونظام اموزش   کشور ده ها سال عقب ماند بدون انکه این کار احمقانه شان کوچکترین نتیجه  ی بدهد .  ودر اخیر نظام مجبور شد دوباره سیستم اموزش را به فارسی   وبحالت اول برگرداند.    

وی بانهادینه کردن ستم ملی و فاشیسم  درکشور تضاد عمیقی رابین ملیت ها ایجاد نمود ، فرهنگ وافتخارات شکوهمند چند هزارسا له ی مارا به خاک وخون کشانید ٠

 محمد کل مومند با روش خاص ابلیس مآبانه وفاشیستی خود در صفحات شمال کشور ، شهر کابل وکوهدامن زمین، دست به  تجاوز وکشتاراهالی بیگناه زد ، شمال وجنوب کشور را به جان هم افگند ، به نامهای  تاریخی و اصیل کشور دستبرد بی شرمانه  زد،  زبان پشتو را با تضعیف زبان شیوای فارسی واوزبیکی و نورستانی بربا خشونت تباری بر مردم تحمیل نمود ، آثارتاریخی را دشمنانه نابود کرد ، کتب فارسی واوزبیکی  را با خشم وکین  حسودانه به آتش کشید وخاکسترش را در" پته خزانه" گذاشت ٠ ای کاش مادرچنین فرزند جنایت کاری را قبل از تولد سقط میکرد  تا جنایتکاران امروز به پیروی از اندیشه وی دامن تاریخ را لکه دار نمی ساختند٠

  حالا  در باره جنایات این ابلیس حرامزاده  بیشتر بخوانید  :



بابای فاشیزم وستم ملی در افغانستان

 

محمد گل خان مومند یکی از جنایت کارترین وزشت ترین چهره های تبعیض نژادی وستم ملی در تاریخ کشور ماست٠

    محمد گل خان مومندفرزند برگد خورشید خان متعلق به قبیله  شنوار بود که قبل از تقرر خویش بصفت  نایب الحکومه ء مزارشریف جهت اجرای وظیفه در قطغن ثبت نام کرده بود، با گذشت زمان از رسوخ بدر بار نادر شاه بر خوردارگردید، در توطئه ی علیه شاه امان الله  وسقوط دولت امانی همکار نزدیک نادر غدار وبرادران بود٠

 با به قدرت رسیدن نادر وبرادر مستبد او هاشم خان صدراعظم ، محمد گل خان مومند درهیأت برادر ششم نادر ، صاحب دم ودستگاه وامتیازات بی حد ومرزی گردید٠ وی بدستور هاشم ونادر بتأریخ ١۴ اکتوبر ١٩٢٩میلادی وهمچنان در اگست ١٩٣٠ بر مردمان شمالی که پس از سرکوب وشکست حبیب الله کلکانی تسلیم شده بودند با قوای منظم ومجهز نظامی لشکر کشی وحمله کرد ، قتل عامی را توسط لشکریان جنوبی اعم از جاجی ، منگل، جدران ، وزیری و احمدزایی بی رحمانه براه انداخت٠ او در این یورش بر مردمان بی گناه شمالی تحت شعا ر  " سرش چت ومال وناموسش تاراج " دست به کشتار مردان پیر، جوان ، زنان ، کودکان وغارت مال ودارایی مردم زدند این جلادان خلاف موازین و ارزش های انسانی و از هیچ جنایتی  فروگذار نشدند.                                    

ادامه مطلب.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1 آبان1389ساعت 12:48 بعد از ظهر  توسط ملا عمر   | 

 

نمونه از شعر  های  عبدالحی حبیبی :

تشنابو نه کــــــــــــــمودونه په کار نه دی
زه افغان (پشتون) یم په دیوال شا شه کوومه

تمدن وترقی و فرهنگ تشه خبر دی
زه افغان یــــــــــم په خیمه و خت تیروومه

موترونه طیاری د شیطان صنعت دی
زه افغان یـــــــــــــــم په خر باندی مسکو ته زمه


شرابونه کبابونه د امریکی وی
زه افغان یم په پانـــــــــــــــــــــــتا نشه کوومه

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 مهر1389ساعت 1:3 بعد از ظهر  توسط ملا عمر   | 

ظاهــرشــاه: مــن از قبیــلۀ بنیــامین یهــودی هســتم

 

نوشته شده توسط حسیب الله افضل   

يكشنبه ، 27 دی 1388 ، 20:00

وزارت خارجۀ اسرائیل تائید نموده است که دولت اسرائیل تحقیقات گستردۀ را جهت شناسائی قبایل پشتونهای افغانستان و پاکستان که اصلیت یهودی دارند آغاز نموده است.

سخنگوی وزارت خارجۀ اسرائیل به روز جمعه 15 جنوری 2010 به روزنامۀ لوفیگاروی فرانسه گفته است: دولت اسرائیل تحقیقات گستردۀ را جهت شناسائی قبایل پتان در افغانستان و پاکستان که یکی از ده قبیلۀ گمشدۀ یهودی اند از طریق تمویل مرکز تحقیقات ملی ممبی در هند رسماً آغاز نموده است.

 وی می افزاید از اینکه در شرائط کنونی گشایش چنین مرکز تحقیقاتی در افغانستان و پاکستان امکان نداشت، ما تصمیم گرفتیم که این تحقیقات را در هندوستان که اکثراً میزبان پشتونها می باشد راه اندازی نماییم. قرار است که این تحقیقات از سه ماه الی یک سال کامل را در بر بگیرد... تحقیقات ما قبلا در بخشهای (ریشه یابی تاریخی، رسوم و عنعنات و تقارب در زبان) تکمیل گردیده است. بناً این مرکز این بار نتائج تحقیقات خویش را از آزمایشات خون (دی ان ای) به دست خواهد آورد. تا کنون هزاران سی سی خون از قبایل پشتون افغانستان در منطقۀ مالهباد ولایت اتوراپردیش در شمال هند جهت آزمایشات جمع آوری شده است...

بنا بر اظهارات سخنگوی وزارت خارجۀ اسرائیل، از لحاظ بیولوژی کارشناسان بیولوژیک اسرائیل تمام تلاش خودشان را به کار بسته اند تا ارتباط ژنتیکی میان پشتونها و یهودیان را به اثبات برسانند تا اینکه به این طریق مؤرخان اسرائیلی را یاری کنند که گویا پشتونها در اصل از ریشۀ یهودیان واسرائیلی ها اند. در این باره کارشناسان بیولوژی اسرائیلی در مرکز تحقیقات ملی ممبی از لحاظ ژنتیکی میان اسرائیلی ها و افرادی از قبایل پشتون آزمایشاتی را انجام خواهند داد و با توجه به نتایج این آزمایشات که گویا پشتونها از لحاظ ژنتیکی نزدیکترین ملت به یهودیهای سفاردیم (یهودیهای شرقی) می باشند و به این طریق می خواهند ثابت کنند که پشتون و یهودیان از یک نژاد هستند

روزنامۀ لوفیگارو در ادامۀ گزارش خود می افزاید: از مدتها قبل واضح بود که قبایل پشتون که در جنوب و جنوب شرقی افغانستان و در غرب و شمال غربی پاکستان زندگی میکنند همه از یک نسل اند و مربوط به قبایل گمشدۀ یهودی میباشند. این روزنامه می افزاید: همنوای کامل در رسوم و عنعنات، نحوۀ پوشیدن لباس، عادتهای خوانوادگی و امورات فرهنگی وجود دارد که این همه بیانگر این است که پشتونها این همه را از اجداد یهودی شان به ارث برده اند. 

این اولین بار است که وزارت خارجۀ اسرائیل رسماً تائید میکند که تحقیقاتی گستردۀ را در راستائی شناسائی اصلیت یهودی پشتونها آغاز نموده است که با این کار خود بر عمل کرد سازمانهای غیر دولتی یهودی که از سالیان درازی در جستجوی قبایل گمشدۀ یهود در قرن هشتم قبل از میلادی فعالیت داشتند مهر صحه گذاشت.

مؤرخین اسرائیلی میگویند: موسی علیه السلام حین خروج از مصر با دوازده قبیله از قبیلۀ بنی اسرائیل خارج شده و در فلسطین مسکن گزین شدند که این دوازده قبیلۀ بنی اسرائیل به نامهای (بنیامین، روبین، لاوی، یهودا، جاد، اشیر، زبولون، ساعر، یوسف، نفتالی، دان و شمعون) یاد می گردیدند و از این جمله دو قبیلۀ آنها (بنیامین و یهودا) در جنوب فلسطین جا بجا شده که یهودیان امروزی از نسل آنها می باشند ولی متباقی ده قبیلۀ دیگر در شمال فلسطین جا بجا گردیدند که بعداً از آنجا به مناطق دیگر مهاجر شدند که سپس به نام قبایل گمشدۀ یهودی مسمی گردیدند.

روزنامۀ لوفیگارو در تحلیل خود راجع به این مسئله میگوید پشتونهای افغانستان اکثریت در میان سایر قومیت های مطرح در افغانستان می باشند، همچنان نظریۀ اصلیت یهودی آنها در منطقه و در میان مردم به سطح قابل ملاحظۀ منتشر شده است، ولی تا هنوز کدام مطالعۀ علمی دقیق که ثابت کند که پشتونها در اصل یهود اند صورت نگرفته است اما اکثریت پشتونها ایمان دارند که آنها اصلیت یهودی دارند. حتی اخرین پادشاه افغانستان، ظاهر شاه، در جواب خبرنگار ایتالیائی در بارۀ نسبش گفته بود که من از قبیلۀ بنیامین یهودی هستم.

سایت انترنیتی شبکۀ خبری العربیه نیز به بررسی این مسئله پرداخته و گزارش داده است که اسرائیل تلاش دارد حوالی 15 ملیون پشتون افغانستان را دوباره به دین آبائی شان – یهودیت – برگرداند که متاسفانه تا هنوز تعداد از قبایل پتان را یهودی ساخته و آنها را به اسرائیل مهاجرت داده است.

همچنان این شبکۀ معتبر عربی زبان گزارش میدهد که در دهۀ هفتاد و هشتاد قرن بیستم سازمانهای یهودی فعالیتهای چشمگیری را در جهت کشانیدن قبایل پشتون افغانستان به آئین یهودیت از طریق استخدام و تربیۀ جوانان پشتون در بیروت، پایتخت لبنان و برخی کشور های غربی راه اندازی نموده بود. این شبکۀ خبری به نقل قول از برخی رسانه های اسرائیلی گزارش میدهد که سازمانهای یهودی توانسته اند برخی دانشجویان افغان در آن زمان (مانند زلمی خلیل زاد، اشرف غنی احمد زی و انوارالحق احدی) در بیروت را به دین یهودیت برگردانند. البته این دانشجویان کسانی بودن که بعدها پستهای مهمی را در حکومت کرزی به دست آوردند و زلمی خلیلزاد نیز شناخته ترین دپلومات امریکائی افغانی الاصل در افغانستان، عراق و سازمان ملل متحد ایفای وظیفه نموده است که خانم یهودی دارد.

این سه تن از نخبه گان تحصیل کردۀ پشتون وظیفه گرفتند تا حس نشنلیستی پشتون ها را تقویه نموده و بعد برای پشتونها توضیح دهند که اصلیت آنها یهود اند و باید به اصل خویش برگردند. این جوانان در ابتدای گرایش خود به دین یهودیت بیشتر احساساتی بوده و تلاش داشتند که به طور آشکار دست به فعالیت زنند ولی بنا بر تجارب سازمانهای یهودی و مطالعۀ آنها از اوضاع منطقه به آنها تعلیمات داده شد که باید از مهارت خود کار گرفته و مطابق برنامه های که برای شان داده میشود رفتار کنند. آنها باید اوضاع منطقه را دقیق ارزیابی کنند. آنها باید بدانند که درموقعیت بسیار حساس قرار دارند، آنها در میان دشمنان سرسخت یهودیت (ایران، پاکستان و عربستان سعودی) قرار دارند. اگر آنها با همکاری اسرائیل و برخی سازمانهای غیر دولتی یهودی دست به فعالیت آشکار زنند به زودی از طریق دشمنان اسرائیل و یهودیت در ایران، پاکستان، عربستان سعودی و حتی اقلیت های قومی غیر پشتون درافغانستان سرکوب میشوند. همین بود که آنها رسماً گرایش خود به دین یهودیت را اعلان ننموده ولی فعالیت های عمدۀ را در این بخش مخصوصاً در قسمت تقویۀ حس نشنلیستی پشتونها و داعیۀ برتری آنها از سایر اقلیت های قومی در افغانستان انجام داده اند. همچنان چندی قبل سایت عربی زبان القدس العربی، چاپ لندن، در مصاحبۀ با داکتر جعفر هادی حسن، نویسندۀ برجستۀ جهان عرب و پژوهش گر مسایل یهود و یهودیت (دارندۀ درجۀ دکترا از دانشگاه مانچستر بریتانیا در یهود شناسی و نویسندۀ کتابهای فرقة الدونمة بین الیهودیة و الاسلام، فرقة القرائین الیهود، الیهود الحسیدیم و پیدایش، تاریخ، عقاید، فرهنگ و عنعنات یهود) به مسلمانان و عربها هشدار داده بود که متوجه باشند که اسرائیل به زودی افغانستان را توسط قبیلۀّ پتان تحت اشغال خود در خواهد آورد.

وی در مصاحبۀ خود می گوید: پروسۀ یهودی سازی قبیلۀ پشتون در افغانستان از چندین دهه بدینسو جریان دارد و ما شاهد روزی خواهیم بود که رسانه های خبری گزارش گرویدن ملیونها تن از پشتونهای افغانستان به آئین یهودیت را در اثر تلاشهای همه روزۀ اسرائیل به نشر خواهند رساند. تعداد زیادی از سازمانهای غیر حکومتی در اسرائیل همین اکنون مصروف جستجوی قبایل گمشدۀ خود اند. آنها میگویند که قبایل گمشدۀ یهود در قرن هشتم قبل از میلاد توسط آشوریها اسیر گردیده و بعد در سراسر جهان پراگنده شدند ولی هنوز آنها عادتهای یهودی خود را حفظ نموده اند. از جمله عادتهای یهودی: تندروی، تعصب، نژاد پرستی (پشتونوالی) عدم احترام به حقوق زن، به فروش رسانیدن زنها، خشونت قبیلوی، به نکاح در آوردن خانم برادر بعد از مرگ وی، علاقمندی به قتل و کشتار، حفظ آداب و سنت های گذشتۀ خود از قبیل لباس، کلاه جالی، رقص عنعنوی مردان در مراسم خوشی (اتــن) و برتری طلبی قومی می باشد که درمیان قبایل پشتونهای افغانستان هنوز حفظ گردیده است.

این پژوهشگر عرب می افزاید: سازمانهای یهودی از گذشته های دور سرگرم جستجوی قبایل گمشده اند، آنها قبایل گمشدۀ خود را در افغانستان، ایران، چین، هند و امریکائی جنوبی جستجو میکنند. تا کنون طبق آمار آنها قبایل پشتون در افغانستان و پاکستان شناسائی شده اند که اصلیت آنها یهود اند و بحث بالای کشورهای دیگر جریان دارد. اسرائیل با بهانۀ دریافت قبایل گمشدۀ خود میخواهد اسرائیل کبرا را از رود نیل در مصر الی دریای فرات در عراق که پلان ستراتیژِیک آن کشور است تشکیل دهد. یکی از حاخامهای (رجال دین) یهود بنام آبیحل در کتاب خویش تحت عنوان قبایل گمشده میگوید که تعداد آنها به 100 ملیون نفر خواهد رسید.

داکتر جعفر هادی حسن در ادامه می افزاید: اسرائیل نهایت تلاش دارد تا قبیلۀ پشتون در افغانستان را که نفوس آنها تقریبا 15 ملیون تن می باشد به دعوای اینکه اصل آنها یهود اند به آئین یهودیت برگرداند. تا کنون ده ها نهاد وسازمانهای یهودی تماسهای متعددی با سران قبایل و رهبران پشتون که در دو طرف مرز افغانستان و پاکستان قرار دارند انجام داده اند وهمچنان ده ها جلد کتاب یهودی را به زبان پشتو ترجمه گردیده و در آنها از اصالت یهودیت پشتونها و خصوصیت یهودی آنها توضیح داده شده است. همچنین در این کتابها توضیح داده شده است که پتانها نسب شان بر میگردد به (افغان بن شاوول) که در تورات از شاوول منحیث اولین پادشاه یهودی در سرزمین فلسطین نامبرده شده است. باید یاد آور شد که سازمانهای یهودی (مانند سازمان عامی شاب – بازگشت ملت) توانسته اند عدۀ از افراد قبیلۀ پشتون را به دین یهودیت برگردانده و آنها را به اسرائیل مهاجرت نمایند که این افراد به مرور زمان اقارب و خویشاوندان خویش را نیز به یهودیت دعوت نموده و آنها را به اسرائیل مهاجرت خواهند داد. و همچنان عدۀ دیگر از تکنوکراتهای پشتون که مخفیانه به یهودیت گرویده اند هنوز در افغانستان فعالیت دارند.

 

حسیب الله افضل

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 مهر1389ساعت 1:28 بعد از ظهر  توسط ملا عمر   | 

 به جواب سمسور افغان:

نویسنده چادرنشین مانیفیست  "سقاوی دوم" بنام مستعار سمسور

نگرشی بر حاکمیت پشتون ها در صد سال اخیر (قرن معاصر)

نوشته : خراسانی

درنخستین سالهای حاکمیت طالبان   کتابی در حقیقت (کتابچه شیطان) تحت عنوان

 "سقاوی دوم" از طرف بعضی فاشیستان  قبیله گرای بدوی که فعلا" از میهن فرار اند. نوشته شد .ونویسنده یا نویسنده گان کتابچه شیطان با اغتنام از فرصت حاکمیت شیطانان هم قبیله خود (طالبان) توانستند این کذب نامه را درکابل منتشر کنند."سقاوی دوم" گرچه سرپا دروغ  رذالت توطئه  شایعه وتبلیغات منفی بیشرمانه  وبیمایه  علیه تاجیکها است .که هیچگونه اساس منطقی وعلمی نداردوارزش انرا ندارد تا انسان وقت ذی قیمت خودرا با خواندن این هزلیات وچرندیات هدر کند .اما این مسئله که به تجربه تاریخ  این تفکر مریض واین کج اندیشی ورذالت روانی مال اکثریت  قریب به اتفاق افراد قبیله پشتون است حایز اهمیت بوده که جهت رسیدن و خواندن این افکار مریض پشونیزم مظالعه انرا دلچسپ میسازد.
 پشتون ها دریک کشور هم  حاکمیت ندارد     مجاهد
کبیر رادمرد تاریخ  امیرشهید راکه امارت  صد ساله شما را به زیر انداخت وکشور رااز بی ناموسی وسکولاریزم شاه ترقی خواه نجات  داد چرسی میگویی   ؟ بعضی کوچی هایتان ادعای ناموس میکند  ایا بی ناموس بزرگ  ونما ینده تان امان لله نبود که دختران قبیله خود را برای بار اول  پیش خارجی   روان کرد وبرای اولین بار در  اوغانستان  زن خود را کون لچ نمود  وبنیاد ... لچی  از اوغان شروع شد . امیر شهید  در مقابل این بی ناموسی  قیام کرد .ورنه امروز این  کشور مانند
تر کیه وبا کشور بیدین وسکولار میبود . باز خاین بی ناموس  وقران خور  وزن طلاق دیگر   نادر غدار با مهر در قران  وی را شهید نمود
 ظاهر شاه هم غیر از بیناموسی ارمغان  دیگری نه اورد   داوود دیوانه هم بکمک روس کودتا نموده زمینه کودتا کمونیزم وتجاوز روس را بوجود اورد
از تره کی پشتون وحفیظاللله امین که زن خودرا به روس برده از روس دعوت نموددن تابا تجاوزش از حکومت پوشالی انها حمایت نماید که چیزی نگوییم ...بالاخره شرم انسانیت  گروه وحشی وبدوی انسان های ما قبل تاریخ  طالبان که اولین بار در اوغانستان  انتحار
 بر بریت  وبم گذاری در مساجد را اختراع نمودند  .نمونه اصلی قوم پشتون اند.
شرم اسلام وانسانیت وحالا  خلیل زاد واحدی کرزی کوس فروش به کمک امریکا حکومت  میکننند . دیگر این قوم خایه جستی از چی خود حر ف میزنند ؟ بکدام حاکمیت وخدمت خود افتخار میکنند ؟ به بربریت  وطن فروشی وخود فروشی ؟ بگفته همو ادم از خود خایه
ندارند همیشه در طول تاریخ   روس  انگلیس و حالا امریکا حکومت نموده اند . به بینید خیلل زاد اوغان  از
سفیر امریکا در ملل متحداست/ کی میتواند؟
دیگر برادراینه... خودرا به چشم سفیدی وحرامزادهگی نزنید  شماان قوم گم شده قبیله هشتم یهود استید که ازجور سلم امده اید به کوهای سلیمان وبعدا مثال یاجوج وما جوج بلای جان خراسانیان خوب برده بارو متمدن شدید .وامروز حاکمیت دعوا و دارید.پشتون ها به هیچ وجه اریایی نیستند که امروز جعل میکنند در حقیقت اصلیت خود سر گردانند گاهی خود را یهودی سلیمانی وگاههی هم اریایی میگویند
واصلیت شان معلوم نیست.واستاد عطا خانه پدرش اباد  که از بلخ بیرون شان میکند  زیرا در بلخ انها مهاجر دوره امان الله اند.
وهم بگویم زن داکتر عبدالله  /قانونی  /بلخی   امیر حبیبالله کلکانی   انجنر عارف وهزاران هزار تاجیک دیگر پشتون اند.

به اطلاع عموم  قبیله  گمشده  یهود:

معلوم میشود که این اطلاعییه را طالبان نکتایی دار -ارگ نشین صادر کرده باشد. زیرا طالبان پای لچ -دهنشین  به اعلامیه دادن ها هم نمیفهندوهم درک سیاسی تا این حد ندارند .و در حالت گریز وفرار فرصت انرنیز ندارند .

بهر صورت  هرچی است از یک منشه واز یک جریان فکری جودیسم است . جالب اینجا ست کسانی که در خانه خدا در کندز بم انفجار دادند .بیش از100 طغل معصوم     مکتب رادر بغلان در یک انتحاری  وبه هزاران موسفید وزن بیگناه راوحشیانه قتل عام کردند وهنوز هم میکنندحالا دیگران را جنگ سالار میگویند.

اگرمردمان اصیل وازاده این  سرزمین  جنگ سالار نام گذاشتید....خوب

ما جنگسالارهستیم! ....اما جنک ما  مثل جنگ شما سفاکی ودرنده خویی  انتخارومزدوری isi  نیست . ما جنگ سالار هستیم که جنگ ما مقدس است جنک ما جهاد ماست .جنک ما مقاومت ملی ماست . در برابر سپاه اجانب isi و چاکرانش

جنک ما جهاد ماست در برابر بیعدالتی ومعامله گری وطنفروشان .ما فرزندان خراسان هستیم .در دفاع ااز حق وعدالت ونوامیس ملی جنگ هم کنیم و در میدان صلح هم از منطق اسلام وانسانیت کار میگیرم.

بلی ما جنگجو وسلحشوروجنگسالار هستیم که ضرب شصت ماارادر مقاومت ما در شمالی وشبرغان شماو باداران پاکستانی تان دیده اید.تا حال دشت لیلی بوی خون میدهد.

ااگر بازهم هوس جنگ داشتید باز مردانه در میدان درایید . نه ایطورکه حالا با جبونی وترس در زیر پل ها کمین میشینیدو خود را از غیض میکفانید.......

سلام به  همه خراسانیان باشنده گان اصلی واصیل کشور :
100 # 100  با جناب فیضی تیوری پرداز و شخصیت برازنده کشور مان موافق استم.
امروز که این کشور  با تاریخ پرعظمت ودرخشان از صفر قرضدار است  در بدر  ناامن  در کثافت .تولید مواد مخدر  فساد اداری   انتحار وگردن بریدن ادمان درجه اول رادارد  همه وهمه از برکت همکاسگی با قوم محترم پشتون است .باعث همه عقب مانی اقتصادی  وفرهنگی کشور پشتونیزم . وهمه خود خواهی ها  انحصار  ونسپردن کار به اهل ان نتیجه پشتونوالی است.
در جنوب   در شرق  وحتی در شمال هرجایی که پشتون است  ناامن    است  گردن زده میشود   ومکتب سوختانده میشود .
به این پرسش جواب بدهید که چراتا زمانی بعد از  سلطنت  تیموریان یعنی ان زمان که در این سرزمین پشتونی وجود نداشت ما مردمان متمدن درجه اول جهان انوقت بودیم  (مانند امریکا امروز)هرات بلخ وغزنین شهر هایی با اهمیت  مثل لندن   پاریس  نیویارک امروز بودند . اما زمانی که پشتون ها مثل یاجوج    وماجوج  ازشمال هند(کوه های سلیمان )به خراسان امده اینجا کم کم پراگنده میشوند وبه زور لشکر نادر افشار به حاکمیت میرسند بر خراسان مسلط شده حتی نام نامی ان را بر میگردانندوانرا  "فغانستان "میسازند بد بختی ملت      ازین جا شروع میشود  ....جنگ قدرت بین پسران احمد شاه درانی  با کور کردن ها کشتن های   براذران  وبلاخره  دعوت اجانب    یعنی انگلیس توسط  شاه شجاع  ...ادامه یافته دگر خراسانیان  صاحبان اصیل این سرزمین  تا امروز فرصت حکومت وحاکمیت نمی یابند تا این وطن را بسازند ...
همین پشتون  ها اند که روس را به این کشور میاورند (تره کی - امین کارمل )و همین ها اند در حکمیت طالبها  isi, ولشکر پاکستان  را بخاطر جنگ با شمال دعوت میکند .وبالخره بابای ملت انهادر پیمان قبرس از امریکا و از  ناتو به کشور دعوت میکند وکرزی خان راکه کسی نامش را نشنیده بود  شاه  تعین  میکنند بنا هر خرابی وتجاوز در طول تاریخ  از طرف این قوم شریف بوده  چون از ان زمان    تا اکنون در حاکمیت اند ودگران را از حاکمیت عقب زده اند  بنا مسئول  عقب مانده گی کشور  صد در صد  پشتون ها اند .
ورنه  ایران وخراسان  که  یک نسل ان د  وهیچتفاوتی از نظر نژاد واستعداد ندارند  امروز  ایران ماهواره وزیر دریایی میسازد وااز  راه علم وتکنولوزی با امریکا  کله  میزند  وبا امریکا حساب نمیدهد وما اسیر  دام امریکا تا بما را ه وپل  بساز د وپول خیرات دهد  واز طالب نگاه کند . این عقب مانده گی ماه نظر به همه  ملل  ازبرکت  همکا سه گی با پشتون ها است .
چون انها  حاکمیت را حق پدری خود ساخته  به اصطلاح خود هم چیزی کرده نمیتوانند و دگران را هم نمی گذارند.
 همان شعر مشهور  محب بارش:
        قبیله  چه باشد  که شاهی کند           به  هر جا رسد  اوتباهی کند 

وبا سلام   خدمت برادر هزاره مان  از دای کندی که  حقیقت را در یافته    ...همیشه کوشش شود تا ادم های مخل  در هر سطح  شناسایی  ورو سیاه گردند.

وقتی مقصد مان ایجاد یک تلویزیون مشترک بین کشور های فارسی زبان است پس مجبور نیستیم بخاطری که پاکستانیها . روسها . چینایها و غیروغیره ها خفه نشوند باید برای زبان های آنها هم در تلویزیون شخصی خود چندین ساعت را تخصیص داده و به زبان های آنها نشرات داشته باشیم.
- وقتی کشور های فارسی زبان آرزوی خدمت به زبان خود را دارند پس مشکل خارجی ها در چیست ؟
- وقتی کشور های فارسی زبان مثل ایران .تاجکستان مصرف تلویزیون شخصی خود را میپردازند چرا زبان های دیگر در آن جاه داده شود؟
ما تصمیم ایجاد یک تلویزیون را بین فارسی زبانان داریم نه کدام تلویزیون بین المللی . خارج از زبان شیرین فارسی هرزبان دیگری که شامل این برنامه شود هدف اصلی مان را تغیر داده وما را از راه اصلی مان انحراف داده و باز هم همان خرک و همان درک خواهد شد. زبان چینای زبان روسی زبان انگلیسی زبان آلمانی همه برای مان زبان های بیگانه هستند همچنان پشتو که حتی نمیتوان برایش زبان خطاب نمود.
چون با شنیدن صحبت دو پشتو زبان اولا فکر میکنید که این دو نفر بین خود سخت بگو مگو دارند ویا کدام دعوای شدیدی لفظی بین شان جریان دارد .
باید گفت که زبان پشتو با یک سون ( صدای دلخراش شروع شده و تا پایان ادامه پیدا میکند ) ویا مثل یک آهنگ گوش خراش با موزیک بسیار نا خوش آیند مثلی که از کدام کوچه آهنگری آن هم در زمان کار دوکانداران آن بگذری پس میتوان گفت که یک زبان چوت انداز و بدون کدام قائیده و قانونی بوده یعنی نه وزن دارد نه قافیه و نه هم قواره همچنان در زبان پشتو بنام عفت کلام اصلا کدام لغتی وجود نداشته به همین دلیل است که پشتون ها بی پرده و با کلمات نامناسب و نا جایز حتی در بین فامیل های خود صحبت میکنند .
باید اضافه نمود که در کشور ایران بیش از 92 فیصد و در کشور تاجکستان تقریبا 97 ونیم فیصد و در کشور خراسان بزرگ (فعلا اوغانستان 78 فیصد ) و در بسیاری از کشور های آسیای میانه فیصدی قابل ملاحظه مردم به زبان شیرین فارسی صحبت مینمایند .
به هر صورت این تصمیم کشور ایران و تاجکستان را باید فال نیک گرفت و ناگفته نماند که ما فارسی زبانان کشور خراسان زمین این عمل نیک آنها را به دیده قدر نگریسته و آرزو مینمایم که روزی سرحد هم بین این سه کشور همزبان .هم فرهنگ و برادر برداشته شده تا باشد که همه باهم به یک مشت فولادین به دهن هرچه خارجی در کشور های مان است مبدل شویم.
مثلا پشتون ها که سالها قبل از کشور اسرائیل فرار نموده حالا با چشم سفیدی و دیده درای خود را صاحب خانه و خنداور از همه این که خود را مسلمان معرفی نموده در حالی که (پشتون والی ) را مقدم تر و بالا تر از قوانین اسلامی دانسته چنانچه ما خود اعمال نا شایسته و غیر اسلامی و غیر انسانی آنها را بسیار به خوبی در عملکرد های فردی و گروهی آنها بخوبی می بینیم .
پس برماست تا آنها را دوباره به وطن اصلی شان نزد پدران و نیاکان شان فرستاده تا درس عبرت برای سایر متجاوزین خارجی شده و هم از پراگندگی و بی اتفاقی فارسی زبانان جلو گیری و از جانبی هم خود را از شر این حیوانات وحشی و وطن فروش ها ی که بخاطر پول حاضر به هر کاری تا سرحد ناموس فروشی نیز میباشند نجات داده و یهودیت را نیز که در خفا و محرمانه به واسطه همین عناصر نابکار و فاضله در بین مردمان پاک نژاد .مسلمان و خوش باور مان تبلیغ مینمایند ریشه کن سازیم.
که این همه تنها از یکطریق میسر است و بس تازمانی که از کینه و کدورت علیه یک دیگر نگذریم و تازمانی که از نام های مختلف چون پنجشیری وکابلی ویا لوگری و بدخشی ویا مزاری و هراتی یا بامیانی و تخاری پروانی یا دایکندی وغیره ویا بنام سنی و شعیه بجان هم افتاده ایم نگزریم هیچگاه به هدف و مقصد اصلی خود که نجات مردمان بیچاره و همزبانان مان هستند نخواهیم رسید .نباید افتخارات خویش را که مربوط تمام ملیت مان میشود تنها به منطقه کوچک خود نسبت دهیم فارسی زبانان همه باهم برادر اند اگر این حرف را حالا ندانستیم فردا دیگر ناوقت خواهد بود . تمام این درز اندازی ها از طرف پشتون ها ست و میخواهند تا همیشه فارسی زبانان از هم جدا و با هم در تضاد باشند تا توانسته باشند ماهی بگیرند.
فقط اتفاق تمامی فارسی زبانان و دور انداختن آنعده از فارسی زبانانی که به بهانه های مختلف خود را در خدمت پشتون ها قرار داده و با عالمی از چاپلوسی به آنها خدمت مینمایند که بدون شک آنها هم خصلت پشتون ها را به خود گرفته یعنی پول را بالا تر از هر چیز دیگر میدانند .
غ.م.کابلی

+ نوشته شده در  جمعه 23 مهر1389ساعت 3:59 قبل از ظهر  توسط ملا عمر   |